window.jpg

 

آن روزها که بود ، خيلی به او احساس نزديکی می کردم ،

 

 فکر  می کردم هر دو شبيه همهستيم ، يک جور فکر می کنيم ،

 

 دنبال يک چيز می گرديم ... با هم از يک چيز مطمئنبوديم و آن

 

 اين که : هر دو  شک داريم ...  


و شک ، هنگامی که پنجه در پنجه فکرانسان می اندازد ، تا

 

 زمانی که او را از پای در نياورد کوتاه نمی آيد ، و تازه بعداز آن

 

 سراغ قلب آدم وبعد سراغ دستهای او می رود ، او را به بازی 

 

می گيرد و از اينسو به آن سو می کشاند ش . از اين سو به آن

 

 سو ...

 

آن روزها که بود ، خيلی به او احساس نزديکی می کردم ،آنقدر

 

 که حتی سعی نکردم بيشتربه او نزديک شوم ، حتی سعی نکردم

 

ببينمش بشنومش ، صدايش کنم . آخر فکر می کردموقتی هر دو

 

با همفکرمی کنيم نيازی به ديدن نيست ، نيازی به شنيدن نيست :

 

  فکر کردنانسانها را چنان به هم پيوند می دهد که حتی نيازی به

 

 ديدن و شنيدن نيست . فکر کردن : پلی بين دو نفر برای رسيدن

 

به يقين بعد از شک ...

 

 

at%20sunset%20digital.jpg

 

 

آن روزها که بود ، گمان می کردم ، با هم يکی هستيم ، می توانيم

 

با هم ....... راهی باز کنيم ، يک دست صدا ندارد

 

 ، وقتی دو برابر شوم ، با دو پنجهدر پنجه حريف می آويزم ...

 

اميد بيشتر می شود ...

 

اين روزها که نیست ، گاهی با خودم می گويم ای کاش ، صدايش

 

کرده بودم 

 

 

brownCU.jpg

 

 

 
home.jpg

دوستي

دو دوست در بيابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند.

يكي به ديگر سيلي زد، دوستي كه صورتش به شدت درد گرفته

 

بود بدون هيچ حرفي بر روي شن نوشت : ”امروز بهترين دوستم

 

مرا سيلي زد”. آنان به راهشان ادامه دادند تا به چشمه اي رسيدند

 

 و تصميم گرفتند حمام بگيرند.


ناگهان دوست سيلي خورده، به حال غرق شدن افتاد.


اما دوستش او را نجات داد. او بر روي سنگ نوشت،     

 

   ”امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد”.


دوستي كه او را سيلي زده و نجات داده بود، پرسيد، ” چرا

 

موقعي كه سيلي ات زدم، بر روي شن و حالا بر روي سنگ

 

نوشتي؟


دوستش پاسخ داد: ”وقتي دوستي تو را ناراحت ميكند بايد آن را

 

بر روي شن بنويسي تا بادهاي بخشش آن را پاك كند. ولي وقتي

 

 به تو خوبي مي كند، بايد آن را روي سنگ حك كني تا هيچ بادي

 

 آن را پاك نكند.


نويسنده: سيمون فردريك

 

p%20if%20only%20you%20believe.jpg
/ 11 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوست دلهــا

نديدن و نشنيدن بد درديه ... گاهی اونقدر خودمون رو درگير تکرار شدن ها می کنيم که از خداحافظی يادمون می ره ......

n_d

interesting

قابيل

جون ما اين عکسها رو از کجا مياری!

آقا مهتی

سلام رفیق.وبلاگ زیبایی داری.ممنون که به ما هم سر زدی. موفق باشی

sahar

سلام.خيلی قشنگه .خيلی!!!بهت سر می زنم ومنتظرت هستم.

sahar

خيلی قشنگه .خيلی!بهم سر بزن

felertishia

سلام مطالبتون خيلی قشنگه و عکسهاش هم معرکه است!!!

felertishia

حجم صفحتون خيلی بالاست برای همين هم خيلی دير مياد. چند دفعه خواستم براتون پيام بذارم اما اينقدر حجم صفحه بالا بود و اين قدر طول کشيد که از خيرش گذشتم. در ضمن يک چرتی بگين برای عنوان پيامهای ديگران اصلا لفظ خوبی نيست اگه ميشه عوضش کنيد (:

sara

اخه ديگه چرت تر از اينا چی بگيم حرفای قشنگيی ولی تاريخش گذشته

شيوا

ادما همه با هم فرق دارن... ديگه از اين فکرا نکن... موفق باشی.....