هابیل

 
 
نویسنده : امین نورمحمدی - ساعت ٥:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۳
 

حوا در باغ عدن قدم ميزد که مار به او نزديک شد و گفت : "اين سيب را بخور"

حوا که درسش را از خداوند آموخته بود امتناع کرد.مار اصرار کرد و گفت : "اين سيب را بخور تا برای شوهرت زيبا شوي"


حوا پاسخ داد : "نيازی ندارم. او که جز من کسی را ندارد."


مار خنديد و گفت : "البته که دارد."حوا باور نمی کرد.مار او را به بالای تپه به نزديکی چاهی برد و گفت : "آن پايين است.آدم او را آنجا مخفی کرده است."


حوا بدرون چاه نگريست و بازتاب تصوير زن زيبايی را در آب ديد و سپس سيب را که مار به او پيشنهاد کرده بود خورد.

و انسان از حسادت از بهشت رانده شد.


 

 


 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : امین نورمحمدی - ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸۳
 
اگر شما زن حامله اى را بشنا سيد كه در حال حاضر هشت تا بچه ى كور و كچل دارد ، آيا موافق هستيد كه اين خانم حامله سقط جنين بكند تا يك نفر ديگر به كور و كچل هاى اين دنياى لعنتى اضافه نشود ؟ اين را هم بگويم كه : از هشت تا كور و كچل هاى اين عليامخدره ى محترمه ! ، سه تا شان كر و لال ، دو تا شان نا بينا ، يكى شان عقب افتاده ى ذهنى است و خود عليا مخدره هم به بيمارى سيفليس مزمن مبتلاست ! به نظر شما آيا اين خانم حامله ، بايد سقط جنين كند ؟؟

 بجاى اينكه به اين پرسش ، تر و فرز ، پاسخ بدهيد ، اجازه بفرماييد سئوال دوم را مطرح كنم

2-- فرض بفرماييد حالا موقع انتخابات است و شما بايد از ميان سه كانديداى رياست جمهورى ، يكى را انتخاب كنيد . شما كداميك از اين سه كانديدا را انتخاب خواهيد كرد ؟

 الف -- كانديداى اولى ، با سياستمداران و سياست بازان حقه باز و بد كاره و لجاره و مفتخور و بد نام ، بده بستان دارد و اهل فال بينى و پيشگويى و استخاره و اين نوع مزخرفات است . روزى هشت تا ده ليوان مارتينى مى خورد ، سيگار برگ دود مى كند و دو تا فاسق لگورى هم دارد .

 ب --- كانديداى دومى ، تا لنگ ظهر مى خوابد . ترياك مى كشد . و هر شامگاه نيم بطر ويسكى را روانه ى خندق بلا مى كند .

 ج --- كانديداى سوم ، يك قهرمان جنگ است ، گوشت نمى خورد ، سيگار نمى كشد ، گاهگدارى يك ليوان آبجو مى نوشد ، و اهل زن بازى و حقه بازى هاى ديگر هم نيست . شما كداميك از اين سه نفر را روانه ى كاخ رياست جمهورى خواهيد كرد ؟؟

لطفا نخست تصميم تان را بگيريد ، بعدا به پاسخ اين پرسش ها توجه فرماييد .

و اما پاسخ پرسش ها

 كانديداى اولى فرانكلين روزولت است

  كانديداى دومى وينستون چرچيل است

. و كانديداى سومى ، آدولف هيتلر

!! و اما پاسخ به پرسش نخست

: اگر شما به سئوال مربوط به آن عليا مخدره حامله پاسخ مثبت داده ايد ، از تولد بتهوون جلوگيرى كرده ايد !!

و نتيجه ى اخلاقى اينكه : قبل از پيشداورى و قضاوت ، كمى فكر كنيد ...


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : امین نورمحمدی - ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۳
 

 
  • Reasons to Love:
     
    Lady: Why do you like me..? Why do you love me?
     
    Man: I can't tell the reason.. but I really like you..
     
    Lady: You can't even tell me the reason... how can you
     say you like me? How can you say you love me?
     
    Man: I really don't know the reason, but I really love
     you.
     
    Lady: No! I want you to tell me the reason. My
     friend's boyfriend can tell her why he loves her but
     not you!
     
    Man: Ok..ok!!! Because you are beautiful, because your
     voice is sweet,because you are caring, because you are
     loving,because you are thoughtful, because of your
     smile, because of your every movements..
     
    Unfortunately, a few days later, the Lady met with a
     serious accident resulting in permanent injuries. The
     Guy then placed a letter by her side, and here is the
     content:
     
    Dearest,
     
    Because of your sweet voice that I love you...Now can
     you talk? No! Therefore I cannot love you. Because of
     your care and concern that I like you.. Now that you
     cannot show them, therefore I cannot love you. Because
     of your smile, because of your every movements that I
     love you.. Now can you smile? Now can you move? No,
     therefore I cannot love you... If love needs a reason,
     like now , there is no reason for me to love you
     anymore. Does love need a reason? Never! Therefore, I
     still love you... and will love u forever !

 
comment نظرات ()